ماجرای شروع و پایان انقلاب کوبا

انقلاب کوبا

در آخرین روزهای سال ۱۹۵۸ انقلابیون خشمگین کوبا موفق شدند تا نیروهای وفادار به فولخنثیو باتیستا ثالدیوار، دیکتاتور کوبا را به عقب برانند. آنها بالاخره موفق شده بودند و در شب سال نو ۱۹۵۹ کشور دیگر برای آنها بود. فیدل کاسترو، چه گوارا، رائول کاسترو و کامیلو سینفوئگوس همگی وارد هاوانا شده و نام آنها برای همیشه در تاریخ کوبا نقش بست. اما آنچه به عنوان انقلاب کوبا می‌شناسیم فرایندی بود که از سال‌ها پیش شروع شده بود. انقلاب کوبا در واقع فرآیندی تدریجی بود که پس از سال‌ها تلاش، جان فشانی، از خود گذشتگی، آگاهی بخشی، مبارزه اجتماعی و مبارزات خیابانی به ثمر نشست. در این مقاله از بخش وبلاگ ریسمون قصد داریم تا تاریخچه انقلاب بزرگ کوبا را به صورت مختصر برای شما بیان کنیم.

 

فولخنثیو باتیستا قدرت را به دست می‌گیرد

بذرهای انقلاب کوبا زمانی کاشته شد که فولخنثیو باتیستا ثالدیوار طی یک انتخابات جنجالی قدرت را به دست آورد. باتیستا که در طی سال‌های ۱۹۴۰ تا ۱۹۴۴ قدرت را به‌عنوان رئیس جمهور در کشور کوبا در دست داشت، پس از آنکه متوجه شد قادر نیست تا از رقابت انتخاباتی سال ۱۹۵۲ به عنوان فرد پیروز خارج شود، به نوعی پیش‌دستی کرده و قدرت را در دست گرفت و انتخابات را پیش از شروع رأی گیری کنسل کرد. بسیاری از مردم کوبا نسبت به این اقدام واکنش نشان دادند و از این حرکت باتیستا منزجر شدند. آن‌ها دوست داشتن تا دموکراسی در کوبا برقرار باشد، حتی اگر هم دموکراسی آن‌ها کامل نبوده و نقص‌هایی داشته باشد. یکی از این معترضین اصلی کسی نبود جز فیدل کاسترو، کسی که احتمالاً یکی از صندلی‌های کنگره را در طی انتخابات پیش رو می‌توانست از آن خود کند. کاسترو سریعاً نسبت به این اقدام باتیستا واکنش نشان داد و خواستار برکناری او از قدرت بود.

 

حمله و یورش به مونکادا

در صبح روز ۲۶ جولای سال ۱۹۵۳ فیدل کاسترو اولین حرکت خود را انجام داد. یک جنبش و یک انقلاب برای موفقیت به اسلحه احتیاج خواهد داشت. کاسترو که موفق شده بود چندین نفر هم‌فکر و عقیده با خود را به صورت یک گروه گرد هم آورد، به‌منظور دسترسی به اسلحه‌های مورد نیاز، پادگان دور افتاده مونکادا را به عنوان هدف خود انتخاب کرد. آنها توسط ۱۳۸ نفر به این پادگان حمله کردند و انتظار داشتند که ناگهانی بودن این حمله باعث شود تا تعداد ناچیز سربازان آنها کمتر به چشم‌ بیاید و بتوانند حمله را به‌صورت موفقیت آمیز به اتمام برساند. به هرحال این عملیات یک شکست مفتضحانه بود و تقریباً از همان اولین ساعات شورشیان و انقلابیون شناسایی شده و به سمت آن‌ها تیراندازی شد. بسیاری از آنها دستگیر شدند و بسیاری دیگر نیز کشته شدند. ولی در این میان، فیدل و رائول کاسترو جان سالم به در برده و فرار کردند. با این حال دیری نپایید که این دو نفر نیز دستگیر شدند. یورش به قلعه و پادگان نظامی مونکادا به‌عنوان نقطه شروع انقلاب کوبا شناخته می‌شود.


مقاله-ریسمون-انقلاب-کوبا-2.jpg

«تاریخ مرا خواهد بخشید»

کاستروها و سایر انقلابیون در مورد محاکمه عمومی قرار گرفتند. فیدل کاسترو که یک وکیل و حقوقدان بود، دیکتاتوری باتیستا را روی صحبت خود قرار داد و قدرت خواهی همچنین اقدامات اخیر باتیستا را به شدت محکوم کرد. به‌صورت کلی، فیدل کاسترو بیان داشت که به عنوان یک کوبایی وفادار و میهن پرست، او وظیفه شهروندی خود را انجام داده و در مقابل زورگویی و دیکتاتوری ایستاده است. در طی مراسم محاکمه صحبت‌های بسیار طولانی انجام می‌داد و افراد دولتی نیز سعی داشتند تا جلوی صحبت کردن و او را با این بهانه بگیرند که او بسیار مریض است و قادر نیست در مراسم محاکمه خود شرکت کند. معروف‌ترین بخش از صحبت‌های کاسترو این بود که «تاریخ مرا خواهد بخشید». او محکوم به ۱۵ سال حبس شد ولی همین امر او را تبدیل به فردی معروف و مشهور در عرصه ملی کرد و بسیاری از مردم کوبایی فقیر او را به چشم یک قهرمان می‌دیدند.

 

ماجراهای مکزیک و گرانما

در ماه مه -می- سال ۱۹۵۵، باتیستا بالاخره در مقابل فشار جهانی برای تغییر کمی کوتاه آمد و نرمش نشان داد. به همین جهت او بسیاری از زندانیان سیاسی، از جمله آنان که در واقعه مونکادا نقش داشتند را آزاد کرد. فیدل و رائول کاسترو به مکزیک رفتند تا در آنجا دوباره قوای گروه‌های انقلابی خود را بازسازی کرده و برای قدم‌های بعدی انقلاب طرح ریزی کنند. در مکزیک آن‌ها با بسیاری از افراد فعال سیاسی کوبا دیدن کردند و گروهی به نام «جنبش ۲۶ جولای» را طرح ریزی کردند. نام این روش بر اساس تاریخ حمله مونکادا انتخاب شده بود. در میان این افراد، نام‌های آشنا مانند کامیلو سینفوئگوس و چه گوارا نیز دیده می‌شود. در نوامبر سال ۱۹۵۶ مجموعه ۸۲ مرد سیاسی از طریق قایق کوچکی به نام «گرانما» خود را با هدف سرنگونی رژیم دیکتاتوری باتیستا از مکزیک به کوبا رساندند.

 

در ارتفاعات کوبا

باتیستا و افرادش از بازگشت انقلابیون کوبا با خبر بودند و در کمین آنها نشستند. در پی درگیری‌های انجام شده، برخی از این ۸۲ مرد انقلابی و سیاسی کشته شدند ولی فیدل و رائول کاسترو به همراه کامیلو سینفوئگوس و چه گوارا و البته چند نفر دیگر توانستند خود را نجات داده و به ارتفاعات جنگلی کوبا برساند. در این زمان آنها مجدداً تجدید قوا کرده و افراد جدیدی را جذب کردند، سلاح‌هایی را به‌دست آوردند و به برخی اهداف نظامی شبیخون می‌دادند. باتیستا به هر حال موفق نشده بود تا آنها را از کشور بیرون کند. رهبران انقلابی به روزنامه‌نگاران خارجی اجازه مصاحبه می‌دادند؛ مصاحبه‌هایی که در تمام دنیا منتشر می‌شد.

 

جنبش قدرت بیشتری به دست می‌آورند

جنبش انقلابی کوبا که در ارتفاعات و کوه‌ها ساکن شده بود در اواخر ماه جولای قدرت بیشتری به دست آورد. گروه‌های دیگر انقلابی نیز به آنها ملحق شده و عملیات نظامی و جنگی را نیز شروع کرده بودند. در برخی از شهرها، گروه‌های انقلابی عملیات‌هایی «بزن در رو» انجام می‌دادند و حتی در طی یک عملیات نزدیک بود تا موفق شوند باتیستا را ترور کنند. در تابستان سال ۱۹۵۸ باتیستا تصمیم گرفت تا تعداد زیادی از نیروهای خود را به ارتفاعات کوبا ارسال کند و به عبارتی کار نیروهای کاسترو را یکسره کند. ولی این عملیات آنها با مقاومت نیروهای انقلابی خنثی شد.

پیش‌روی نیروهای کاسترو

در اواخر سال ۱۹۵۸، کاسترو نیروهای خود را به چند بخش تقسیم کرد. او کامیلو سینفوئگوس و چه گوارا را همراه با ارتش‌های کوچک به فلات‌های پایین‌دست فرستاد و خود کاسترو نیز به همراه باقی انقلابیون به راه افتاد. آن‌ها شهرها و روستاهای کوچک که در بین راهشان قرار داشت را تسخیر می‌کردند، البته در بیشتر مناطق مردم محلی از آنها به گرمی استقبال کرده و آنها را به عنوان منجی و رهایی دهنده می‌شناختند. در روز ۳۰ دسامبر سینفوئگوس موفق شد تا انبار مهمات کوچکی را اشغال کند. از سوی دیگر، چه گوارا و ۳۰۰ نفر از همراهانش موفق شدند تا مجموعه نظامی به سر بزرگ‌تری در شهر سانتا کلارا را در طی جنگ و مبارزه‌ای ۲ روزه شکست دهند. این پیروزی باعث شد تا نیروهای آنها به انبارهای مهمات بسیار با ارزشی دسترسی پیدا کنند. در همین زمان، نیروهای دولتی مشغول مذاکره با کاسترو بودند و سعی داشتند تا شرایط را از همین طریق بهبود ببخشند.

 

 پیروزی انقلاب کوبا

باتیستا و دایره نزدیکان و وفاداران است که پیروزی نیروهای کاسترو را غیر قابل اجتناب می‌دیدند، هر آن چیزی که می‌توانستند را برداشته و فرار کردند. باتیستا برخی از زیردستان خود را مسئول مقابله با کاسترو و انقلابیون قرار داد. مردم کوبا به خیابان‌ها ریختند و با شادی و نشاط از این افراد انقلابی استقبال و پذیرایی می‌کردند. در دوم ژانویه سال ۱۹۵۹ بالاخره کامیلو سینفوئگوس و چه گوارا وارد هاوانا شدند و باقی نیروهای نظامی این شهر را نیز خلع سلاح کردند. فیدل کاسترو به آرامی خود را به هاوانا می‌رساند و در هر شهر و روستایی که در بین راه قرار داشت برای مدتی صبر می‌کرد و یک سخنرانی هرچند کوتاه برای آنها انجام می‌داد. او بالاخره در ۹ ژانویه سال ۱۹۵۹ وارد هاوانا شد.


0 دیدگاه

02 بهمن 1398


برچسب ها
صدرا شریفی

درباره نویسنده
عاشق سفر، بلاگر

دیدگاه شما