سفر به تایلند به همراه بهرام امیراحمدیان (قسمت 2)

به همراه بهرام امیراحمدیان در تایلند

روز دوشنبه

امروز سفر ما به پوکت به پایان رسیده است. ساکهای خود را آماده کرده ایم. صبح پس از صرف صبحانه در رستوران هتل، در پذیرش تسویه حساب کردیم. ساعت 9 و 15 دقیقه راننده ون آمد و ما را به مقصد فرودگاه پوکت برای رفتن به بانکوک سوار کرد.سر راه چند مسافر دیگر را هم از هتلهای مختلف سوار کرد. راهی فرودگاه شدیم. طول مسیر حدود یک ساعت راه بود که از میان بزرگراه می گذشت. جاده ای جنگلی و چشم نواز بود از دره های با صفا و جنگلی می گذریم. مناظر زیبایی دارد. در این وقت سال گویا اینجا همچنان بهار است و رنگ خزان نمی بیند. اقلیم مناسب و استوایی دارد. میوه های آن همه گرمسیری و سبزیجات و میوه های بسیار فراوانی دارد تایلند.

در نزدیکی فرودگاه محله های مسلمان نشین واقع شده بود و این را از پوشش و حجاب اسلامی بانوان و بنای مساجد می شد تشخیص داد. در فرودگاه پوکت نیز چند زن کنترل امنیتی با مقنعه اسلامی بودند. پس از . . . ساعت پرواز به بانکوک رسیدیم. مدتی در انتظار رابط بودیم. حدود نیم ساعتی سپری شد. سرانجام خانمی تایلندی ما را یافته وسوار ون شدیم و بسوی هتل رهسپار شدیم. از فرودگاه تا هتل یک ساعت راه بود. در حال ساختن مونوریل و مترو در مسیر فرودگاه هستند.

در مرکز شهر در هتل آماری (Amari) برایمان جا رزرو کرده بودند. پس از انجام ثبت نام در پذیرش به اتاقمان در طبقه 23 می رویم. هتل. 400 اتاق دارد و 5 ستاره است و بسیار مجلل. از پنجره اتاق بخش بزرگی از شهر دیده می شود. برجهای بلند مسکونی و تجاری. قدری استراحت می کنیم. سیاوش و سهیل برای خرید به فروشگاه زنجیره ای دکاتلون (Decathlon) می روند و من و شادی بیرون می آییم تا غذایی بخوریم.


مقاله-ریسمون-سفرنامه-تایلند-6.jpg

برخلاف پوکت اینجا غذاخوری در اطراف هتل کم و محدود است. انتخاب دشواری داریم. من چند رستوران اسلامی می بینم ولی شادی رضایت نمی دهد. مقدار زیادی پیاده روی می کنیم. خورشید دارد غروب می کند. سرانجام به مرکز شهر و روبروی هتل بر می گردیم و در رستوران مک دونالد شادی همبرگر می خورد و من غذای پرسی می مرغ و پلو سفارش می دهم می گوید تند است. می گویم ساده بدهید. می گویند نداریم. مجبور می شوم غذای تند را بپذیرم. همراه غذا بستنی مک دونالد هم می گیریم. غذا به شدت تند است و سکسکه اور. هم غذا می خوریم و هم با بستنی تندی غذا را بر طرف می کنیم.

پادشاه کهنسال تایلند تازه وفات کرده است و همه جا عکسی از پادشاه فقید تایلند  نصب کرده اند. گویا مردم تایلند به وی خیلی احترام زیادی می گذارند. ولیعهد تایلند هم چندان کاریزما ندارد و به نوعی اباهه گراست و جدی نیست و خوش  گذران است. جنازه پادشاه پس از یک سال تشییع و به پس از سوزاندن به گورستان خاص منتقل خواهد شد.

از غذاخوری به مرکز خرید می رویم. این مرکز پلانونیوم(Planonium) نام دارد. در این مرکز فروشگاههای متعددی فعالی دارند. اغلب آنها مغازه های پوشاک است.قیمتها خیلی مناسب و ارزان است. قدری خرید می کنیم. مغازه ها آرام آرام می بندند و ساعت کار در 9 شب پایان می گیرد و پاساژ تعطیل می شود. به هتل بر می گردیم. استراحت می کنیم.


مقاله-ریسمون-سفرنامه-تایلند-7.jpg

سه شنبه 17 اسفند 7 مارس 2017          

برای صبحانه به رستوران هتل می رویم. رستوران این هتل در طبقه هم کف و مشرف به خیابان است. بسیار زیبا و دارای چندین بوفه با انواع خوراکیهای گوناگون است. از میوه و آجیل و خوراکی های متنوع و آشپزخانه ای برای تهیه انواع املت و دیگر سفارشات. صبحانه ای جانانه می خوریم. پس از صبحانه از هتل بیرون می آییم و در خیابانهای اطراف قدم می زنیم. می خواستیم قدری میوه محلی بخریم. متاسفانه در این مرکز شهر میوه فروشی در دسترس نبود. در سمت شمالی هتل در مرکز شهر ساختمانهای قدیمی و بازارچه ای دراز  پر از اجناس و اغلب پوشاک و لوازم خانگی مصرفی قرار دارد. کوچه های پیچ در پیچ این بازرچه شلوغ پر از جنب و جوش خریدار و فروشنده است. فروشنده ها اغلب زن هستند. سطح بازارچه نشان می دهد که مرکز خرید طبقات پایین جامعه است. به هتل باز می گردیم. چمدانها را می بندیم و ساعت 11 صبح به لابی هتل می رویم. تسویه حساب می کنیم و پاسپورتها را تحویل می گیریم.


مقاله-ریسمون-سفرنامه-تایلند-8.jpg

ون به سراغ ما می آید و ما را به سوی فرودگاه می برد. از بزرگراه می گذریم. در طول مسیر بزرگراه مکانهایی را در امتداد رودخانه دیدم که زاغه نشینان و حلبی آباد بود و خانه ها بر روی پایه هایی بر روی آب یا ساحل رودخانه ساخته شده بود و سقف شیروانی خانه ها همه زنگ زده و نامرتب و جمعیتی متراکم در آن زندگی می کردند. وضعیتی اسف بار داشتند و اغلب بچه ها پابرهنه و عریان بودند. با بدنهای تیره رنگ. اینجا شبیه شهرکهای و حلبی ابادهای پیرامون شهر های هندوستان است. در تایلند فقر و غنا در کنار هم دیده می شوند.

ما با خاطراتی خوش و با پروازی بسیار لذت بخش تایلند را به مقصد تهران ترک می گوییم. طول مسیر پرواز از بانکوک تا تهران 5476 کیلومتر و حدود 7 ساعت است. هواپیما از بانکوک از روی دریای آندامان، خلیج بنگال، هندوستان، پاکستان و افغانستان گذشته وارد ایران می شود.


مقاله-ریسمون-سفرنامه-تایلند-9.jpg

 


0 دیدگاه

04 دی 1398

ریحانه رضاپور

درباره نویسنده
جهانگرد، علاقه مند به فیلم و موسیقی

دیدگاه شما