درآمدی بر تاریخ کشور ژاپن

تاریخ مختصر ژاپن

ژاپن کشوری با قدمت چند هزار ساله است که گفتن تاریخ مختصر ژاپن را دشوار می­کند. قرن­ها فرهنگ ژاپن متأثر از فرهنگ چینی بوده است و تاریخ ژاپن نیز با تاریخ چین در ارتباط است. کشور ژاپن به علت جغرافیای خاص خود برای تأمین نیازهایش نیازمند بازرگانی با کشورهای دیگر است. همچنین جزایر متعدد ژاپن باعث شد تا اتحاد ژاپن قرن­ها به طول بینجامد. در ادامه تاریخچۀ مختصری از کشور ژاپن که برای آشنایی با جامعۀ امروز آن ضروری است به طور کلی ارائه می­شود. با ریسمون همراه باشید.

1- ژاپن اولیه (تا سال 710 میلادی)

1300 سال قبل ساکنین جزایر ژاپن در آن مستقر شدند. آن­ها از طریق شکار و ماهیگیری روزگار می­گذراندند. کشت برنج حدود 100 ق.م به ژاپن وارد شد و از آن زمان طبقات اجتماعی شکل گرفتند و مالکان زمین­های کشاورزی قدرت بیشتری به دست آوردند. در آن زمان سلسلۀ چینی هان بر ژاپن تسلط داشت.

در حدود 400 میلادی کشور به دست سردار جنگجو یاماتو که مرکزیت سیاسی خود را در استان یاماتو (نارای امروزی) قرار داده بود، متحد شد ولی هنوز بخش­های بزرگی از ژاپن به این اتحاد نپیوسته بودند. پس از مدتی قبیلۀ آسوکا قدرت را به دست گرفتند و نفوذ امپراطور از بین رفت، با این حال به عنوان سمبل دولت و مجری آیین شینتو عمل می­کرد. دین بودایی در اواسط قرن ششم میلادی به ژاپن وارد و باعث نفوذ فرهنگ چینی شد. از آن زمان آیین تائو، کنفوسیوس و خط چینی در ژاپن رواج یافت.


مقاله-ریسمون-ژاپن_7-min.jpg

در سال 645 میلادی سامورایی­ها پدیدار شدند و تا قرن یازدهم توانستند قدرت نظامی را در دست داشته باشند. در قرن یازدهم اصلاحات جدیدی صورت گرفت که دیگر بر مبنای قوانین چینی نبود. زمین­ها توسط دولت خریداری و میان کشاورزان تقسیم شد و سیستم جدید مالیاتی بقرار گردید که چین هم از آن الگوبرداری کرد. این تاریخ مختصر ژاپن در 14 قرن تاریخ ابتدایی آن بود.

2- دورۀ نارا و هایان 710- 1185

در سال 710 اولین پایتخت ژاپن به تقلید از چین در نارا تأسیس شد و معابد بزرگ بودایی در همه جای شهر شکل گرفتند. به مرور قدرت این معابد آنقدر بالا گرفت که برای حفاظت از جان امپراتور پایتخت را در سال 794 به کیوتو منتقل کردند. در این دوره با از بین رفتن قدرت چینی­ها، مهاجران چینی هم به کشورشان بازگشتند و فرهنگ چینی، ژاپنی سازی شد.

این دوره اصلاحات مالیاتی تایکا صورت گرفت که قدرت دولت را در برابر معابد بودایی و زمین­داران کاهش داد. رهبران مناطق مختلف با استخدام سامورایی­ها سعی داشتند قدرت خود را افزایش دهند. معابد بودایی هم محل تربیت افراد نظامی شده بود. تا جائیکه کنترل اوضاع از دست دولت خارج شد و یک شوگان (بالاترین فرماندۀ نظامی) به نام میناموتو یوری تومو توانست رقبا را نابود کند و ژاپن را متحد سازد. او در شهر زادگاه خود کاماکورا دولت جدیدی را تأسیس کرد.

3- دورۀ کاماکورا 1192- 1333

پس از مرگ یوری تومو، باز هم میان شوگان­ها جنگ در گرفت ولی کاماکورا توانست با شکست دادن سایر شوگان­ها و تقسیم زمین میان خاندان­های با نفوذ، قدرت خود را مستحکم سازد. در سال 1259 مغولان به چین حمله کردند و تصمیم داشتند که ژاپن را هم تصرف کنند ولی ناوگان دریایی آن­ها پس از چند ساعت جنگ به دلیل بدی آب و هوا مجبور به عقب­نشینی شد. در تهاجم دوم، ژاپنی­ها خود را آماده کرده بودند تا از سواحل دفاع کنند ولی در هجوم سوم، مغولان وارد ژاپن شدند. هرچند پس از مدتی به خاطر مشکلاتشان در چین و هزینه­های بالای نگهداری ژاپن آنجا را ترک کردند. حالا نظامیان و فئودال­ها مزد خود برای این جنگ را می­خواستند. پاداشی که دولت نتوانست به آن­ها بپردازد و با کم شدن وفاداری آن­ها به کاماکورا، شخصی به نام گودایگو که قدرت را در کیوتو به دست آورده بود کاماکورا را نابود کرد.

4- تاریخ مختصر ژاپن از سال 1333- 1862

شوگان آشی کاگا که برای امپراتور گودایگو می­جنگید، قدرت زیادی به دست آورد و امپراتور برای محافظت از جانش به جنوب گریخت. امپراتور دیگری در کیوتو برای حکومت انتخاب شد و این آغاز جنگ­های شمال و جنوب ژاپن بود. آشی کاگا نیز قدرت را در مرکز به دست آورد و توانست با برقراری آرامش، روابط بازرگانی را در آنجا گسترش دهد و به شکوفایی این منطقه کمک کند. هرچند عملا قدرت در دست اربابان محلی بود که با کمک سامورایی­ها با یکدیگر می­جنگیدند. در این زمان قلعه­های بسیاری در ژاپن ساخته شد.

در اواسط قرن شانزدهم چندین زمین­دار برای کسب قدرت در جنگ دائم بودند. تا اینکه اَدا نوبوناگا اولین قدم اساسی را برای اتحاد ژاپن برداشت. او در سال 1568 کیوتو را تصرف کرد و در سال 1573 خاندان حاکم بر کیوتو را سرنگون کرد.

نوبوناگا در سال 1582 به قتل رسید. سردار او هیدوشی برای گرفتن انتقام ارباب خود جنگی تمام عیار در ژاپن به راه انداخت که ثمرۀ آن از بین رفتن رقبا و اتحاد ژاپن از شمال تا جنوب بود. او قلعه­های فرماندهان محلی را تخریب کرد و سامورایی­ها را مجبور کرد تا در قلعه­های معلومی که تعیین کرده بود بمانند. هیدوشی اصلاحات زیادی انجام داد. او با حضور غربیان در ژاپن مخالف بود برای همین طی فرمانی آن­ها را بیرون کرد و کسانی را که سرپیچی کرده بودند، گردن زد. هیدوشی رویای تسخیر چین را داشت برای همین در سال 1592 به کره یورش برد ولی سال بعد چینی­ها او را از کره بیرون کردند.


مقاله-ریسمون-ژاپن_9-min.jpg

5- دوره ادو 1603- 1868

در این زمان ژاپن روابط خود را با کشورهای دیگر قطع کرد، سفر به خارج ممنوع شد. با این حال تجارت داخلی و کشاورزی پیشرفت خوبی کرد و فرهنگ عامه شهرها شکوفا شد. سامورایی­ها مجددا قدرت زیادی به دست آوردند و طبقات اجتماعی منسجم شد که در رأس آن سامورایی­ها قرار داشتند. ولی در نیمۀ دوم این دوره فساد در دستگاه حاکم زیاد شد، فشارهای خارجی برای بازکردن بنادر ژاپن به روی کشورهای غربی و نارضایتی مردم از دولت باعث شد تا دولت سقوط کند و قدرت به دست امپراتور میجی بیفتد.

6- دورۀ میجی 1868- 1912

ما ایرانیان ژاپن را با اصلاحات میجی می­شناسیم. این دوره زمانی است که ژاپن به قدرت بزرگی تبدیل شد. درست بعد از آنکه ایران در جنگ­های ایران و روس شکست خورد و قسمت­های زیادی از خاکش را از دست داد، امپراتور میجی با ایجاد اصلاحات نظامی و آموزشی و اداری کشورش را سامان داد و در جنگ روس و ژاپن در سال 1904 که بر سر منافع مشترک ژاپن و روس در منچوری و کره در گرفت، این ابر قدرت جهانی را شکست داد. شکستی که اعتبار بسیاری برای ژاپن کسب کرد.

اگر با خواندن تاریخ مختصر ژاپن به سفر به این کشور و دیدن جاذبه ­های تاریخی آن علاقه­مند شدید می توانید در تور ژاپن ریسمون شرکت کنید.


مقاله-ریسمون-ژاپن_10-min.jpg


0 دیدگاه

25 آذر 1398

تیم نویسندگان ریسمون

درباره نویسنده
ریسمون با تیمی قوی، محتوای جذاب و به روز تولید میکند

دیدگاه شما